تبلیغات  ترجمه
بازی آنلاین  ترجمه پیش بینی ساخت وبلاگ

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

صفحه 1 از 12 12311 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 از مجموع 116

موضوع: دفتر اشعار حمید جدیدی

  1. #1
    مدیر بخش سایر موضوعات علمی
    تاریخ عضویت
    May 2014
    رشته تحصیلی
    حسابداری
    محل سکونت
    کرمانشاه
    ارسال ها
    5,130
    دریافت کتاب
    1
    اهدای کتاب
    0
    میزان امتیاز
    17944
    قدرت امتیاز دهی
    102

    پیش فرض دفتر اشعار حمید جدیدی

    خاکستری های حمید جدیدی

    من سیاه ... تو سپید ...
    بیا یکی شویم !
    مثل شعرهایم ... " خاکستری "




    حلقه ها یکی در پس هر پکِ سیگار،
    رها می شوند در فضای اتاقِ یاد...
    و یک هندسه می کشند از روزگارم،تلخ ...
    دور که می شود حلقه،
    بزرگ تر می شود، مثل دردهایم ...
    و تا می خواهد محو شود،
    پک بعدی و حلقه بعد تر ...
    لعنتی تمام که نمی شود هیچ ...
    خاکسترش را می گذارد ،پس ذهنم سرد ...
    سرد شبیهِ نگاهت.

  2. ترجمه تبلیغات
  3. #2
    مدیر بخش سایر موضوعات علمی
    تاریخ عضویت
    May 2014
    رشته تحصیلی
    حسابداری
    محل سکونت
    کرمانشاه
    ارسال ها
    5,130
    دریافت کتاب
    1
    اهدای کتاب
    0
    میزان امتیاز
    17944
    قدرت امتیاز دهی
    102

    پیش فرض پاسخ : دفتر اشعار حمید جدیدی


    خنده ام را منگر از جانم ...
    به چه رو شوق کنم جانانم،
    دیرگاهیست دلم بشکسته،
    شادی و ذوق ز پیشم جسته ...
    شِکوِه پیش چه کسی بشکافم،
    " آه " را سمت چه کس برتابم،
    خوب است که افسانه شوم! ...
    دیوانه چطور؟ مست شوم؟
    بشوم کولی شبگرد و چراغی در دست!
    بزنم بانگ کسی با من هست؟ ..

  4. #3
    مدیر بخش سایر موضوعات علمی
    تاریخ عضویت
    May 2014
    رشته تحصیلی
    حسابداری
    محل سکونت
    کرمانشاه
    ارسال ها
    5,130
    دریافت کتاب
    1
    اهدای کتاب
    0
    میزان امتیاز
    17944
    قدرت امتیاز دهی
    102

    پیش فرض پاسخ : دفتر اشعار حمید جدیدی


    و عجب زمانه ای شده است ...
    هوا گرم و آدمها سرد ...
    آسمان آبی و چهره ها کبود ...
    اینجا آب بالانرفته، غوک ها ابو عطا می خوانند ...
    اینجا ماه بجای سمفونی نور،
    رقص میله می کند...
    اینجا پر شده است از “برعکس” ها ..

  5. #4
    مدیر بخش سایر موضوعات علمی
    تاریخ عضویت
    May 2014
    رشته تحصیلی
    حسابداری
    محل سکونت
    کرمانشاه
    ارسال ها
    5,130
    دریافت کتاب
    1
    اهدای کتاب
    0
    میزان امتیاز
    17944
    قدرت امتیاز دهی
    102

    پیش فرض پاسخ : دفتر اشعار حمید جدیدی


    آمده ام اینجا ...
    و آن آقا داد میزند،
    " چه طعمی باشد ..."
    یعنی در اینجا هم قلیان هست با طعم تو ...
    با طعم لبان تو ...
    " آقا فقط چای بده لطفاً ...
    نباتش زیاد باشد،
    دوباره خاطرات سردم کرد ..."

  6. #5
    مدیر بخش سایر موضوعات علمی
    تاریخ عضویت
    May 2014
    رشته تحصیلی
    حسابداری
    محل سکونت
    کرمانشاه
    ارسال ها
    5,130
    دریافت کتاب
    1
    اهدای کتاب
    0
    میزان امتیاز
    17944
    قدرت امتیاز دهی
    102

    پیش فرض پاسخ : دفتر اشعار حمید جدیدی


    خیلی وقته گم شدم تو خاطره ...
    مثل یه قاب سفید، خالی از یه منظره،
    دوباره میریم با هم، میون ابر و نسیم ...
    تو با یه دامنِ سبز، سد میشی تو بی کسیم،
    ......................
    اینجا تو قصه من، خبر از پنجره نیست ...
    دیوارا خراب شدن، آسمون میباره خیس ...
    دامنت چرخ میخوره، جون میدی به ساز من،
    ساز من کو که و تو می گی فقط، بزن بزن

  7. #6
    مدیر بخش سایر موضوعات علمی
    تاریخ عضویت
    May 2014
    رشته تحصیلی
    حسابداری
    محل سکونت
    کرمانشاه
    ارسال ها
    5,130
    دریافت کتاب
    1
    اهدای کتاب
    0
    میزان امتیاز
    17944
    قدرت امتیاز دهی
    102

    پیش فرض پاسخ : دفتر اشعار حمید جدیدی


    و تنها که شدی ...
    بارت را میریزی در یک کوله سبز،
    تمام هر چه که داری را ...
    و هر چه که بوی دلشوره ای قشنگ می دهد، زیاد...
    می روی تا ته یک اتفاق به اندازه بالهای شاپرک...
    و تا آخر دره ای که آبشارش مستانه یک صورتی مات است،
    و تو بی اعتنا به شیطنت های یک آرزوهای ناکام ...
    می رسی به آنجا ...
    و یک درخت بید آنطرف تر سایه اش را حراج کرده برای دهن کجی به آفتاب،
    می نشینی آنجا و تمام کوله سبزت را پهن می کنی به روی ذهنت،
    به روی افکار زخم خورده از یک خزان لیمویی،
    لم می دهی روی یک طعنه خیس حادثه،
    و تا می توانی "یاد" می چینی و بوی "خاطر" ...

  8. #7
    مدیر بخش سایر موضوعات علمی
    تاریخ عضویت
    May 2014
    رشته تحصیلی
    حسابداری
    محل سکونت
    کرمانشاه
    ارسال ها
    5,130
    دریافت کتاب
    1
    اهدای کتاب
    0
    میزان امتیاز
    17944
    قدرت امتیاز دهی
    102

    پیش فرض پاسخ : دفتر اشعار حمید جدیدی

    و یک زن ...
    خسته از صدای وهمناک یک بی حوصلگی سرد ...
    و ترس ...
    و ترس از فنا شدن یک عشق، در پس نگاهی که مخفی شده پشتش،یک نامرد ...
    تنش سرد،
    اینجا شاید یک تکیه است شاید...
    و یک مرد ...
    باید رفت،
    شاید اینبار مردی باشد که تنش بوی هویت میدهد زیاد،
    بوی یک سایه شدن برای عمری ...
    و آن یکی،
    علی رغم اندامی نحیف، خلقش خوش بوست انگار ...
    و آن یکی چقدر خوش پوش، یعنی واقعا جنتلمن است...
    و شاید آن یکی،
    و یا آن یکی ...
    کاش در این جشن نقاب،
    صورتکها هویدا بود بهتر،
    من دیگر یک دوستت دارم واقعی می خواهم،
    جایی ورای رختخوابی نرم ...
    یکجا کنار حادثه،
    کنار دیده شدن ...
    یک مرد شبیه قصه ای که بانوی برایم می گفت به هنگام خوابم...
    چقدر سرد است اینجا،
    چاره ای نیست برای انتخاب،
    شاید اینبار خودش باشد شاید ...






  9. #8
    مدیر بخش سایر موضوعات علمی
    تاریخ عضویت
    May 2014
    رشته تحصیلی
    حسابداری
    محل سکونت
    کرمانشاه
    ارسال ها
    5,130
    دریافت کتاب
    1
    اهدای کتاب
    0
    میزان امتیاز
    17944
    قدرت امتیاز دهی
    102

    پیش فرض پاسخ : دفتر اشعار حمید جدیدی


    هوا چقدر آلوده است به حد یک نبودن " بـــــانو"...
    به قد یک جنون دیوار کوب ...
    و یک چیزی شبیه "وهم" پشت درب اتاق، بیقراری می کند زیاد ...
    و یک دزد،شاید ...
    شبیه دزد عروسکهای خواهرم بود ،
    آمده است برای بردن خنده های مامان انگار...
    و از نرده های دیوارِ حیاطِ خلوتم بالا می رود ...
    نکند اشتباهی خاطره ببرد ...
    و دل " کاج" و " شب بو " بشکند از سرقت این همه "یاد" ...

  10. #9
    مدیر بخش سایر موضوعات علمی
    تاریخ عضویت
    May 2014
    رشته تحصیلی
    حسابداری
    محل سکونت
    کرمانشاه
    ارسال ها
    5,130
    دریافت کتاب
    1
    اهدای کتاب
    0
    میزان امتیاز
    17944
    قدرت امتیاز دهی
    102

    پیش فرض پاسخ : دفتر اشعار حمید جدیدی


    کسی دزدیده تمام کودکی مرا ...
    ریخته در یک گونی،
    و یک چشم بند به روی صورتش ...
    صدایش می زنم با ترس ...
    آقای دزد محترم،
    همه اش مال تو ...
    فقط کمی از نوازش های مادرم را جا بگذار ...
    عوضش از این آبنات های زنجبیلی ببر ...
    یا نقاشی هایم را ...
    فقر بی کسی پیرم کرده قد یک نداریِ زیاد ...
    و دزد محترم ته مانده خنده هایم را هم می برد ... بی انصاف

  11. #10
    مدیر بخش سایر موضوعات علمی
    تاریخ عضویت
    May 2014
    رشته تحصیلی
    حسابداری
    محل سکونت
    کرمانشاه
    ارسال ها
    5,130
    دریافت کتاب
    1
    اهدای کتاب
    0
    میزان امتیاز
    17944
    قدرت امتیاز دهی
    102

    پیش فرض پاسخ : دفتر اشعار حمید جدیدی


    ساعت روی میز ...
    اخم کرده به شکل هشت و بیست دقیقه ...
    گویی ارث پدرش را میخواهد ...
    ارث یک "بیگ بن" آویخته از برجی ...
    شایدم زل زده به یک خاطره کلاسیک با پاندولی که حالا ساکت است ...
    بچه که بودم ...
    هشت و بیست دقیقه...
    مردی بود که سبیلیش قد تمام مردانگی های بابا ، بلند بود و کشدار ...
    هشت و بیست دقیقه حرمت داشت ...
    "جنم" داشت ...
    و یک تکیه بود برای تمام ثانیه های جا مانده از قرار ...
    بچه که بودم ...
    زنگ ساعت ریتم داشت ...
    شکل ساعت وزن داشت ...
    و تیک تیک اش پر از "اکتاو" های یک پیانو بود ...
    بچه که بودم ...
    بعد از دوچرخه و مامان و نسترن،
    عاشق باران بودم و ساعت...
    و آنقدر زیاد که با تمام ذوقِ چرب شده از دقیقه ها ...
    مچم را می سپردم به نسترن ...
    تا با یک گاز ...
    ساعتی بسازد به اندازه تمام خوشمزگی دندانهای یکی در میانش...
    جای ساعت پاک شده حالا و ساعت روی میز ...
    اخم کرده به شکل هشت و بیست دقیقه ...
    از وقتی تو رفتی ...
    باطریش را سرکشیده به لجبازی یک تورم سکوت یک پاندول ...
    و به احترام تمام هشت و بیست دقیقه های بچگیم ...
    قرار است یک عمر سکوت کند انگاری ..

صفحه 1 از 12 12311 ... آخرینآخرین

برچسب برای این موضوع

این مطلب را به اشتراک بگذارید

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تماس با مدیریت سایت پژوهشگران جوان ایران
جهت ارتباط با مديریت سایت مي توانيد از اطلاعات زير استفاده نماييد .
Email : Admin@pjiran.ir
Email : Ads@pjiran.ir
طراحي شده توسط : پژوهشگران
لينک هاي مرتبط با سایت پژوهشگران جوان

Search Engine Optimization by vBSEO 3.6.1