تبلیغات  ترجمه
بازی آنلاین  ترجمه پیش بینی ساخت وبلاگ

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 از مجموع 10

موضوع: شعر زندگي

  1. #1
    همکار تالار ادبیات
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    رشته تحصیلی
    -
    محل سکونت
    -
    ارسال ها
    310
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    دریافت کتاب
    0
    اهدای کتاب
    0
    میزان امتیاز
    6015
    قدرت امتیاز دهی
    33

    پیش فرض شعر زندگي


    گر آخرین فریب تو ، ای زندگی ، نبود
    اینك هزار بار ، رها كرده بودمت
    زان پیشتر كه باز مرا سوی خود كِشی
    در پیش پای مرگ فدا كرده بودمت
    هر بار كز تو خواسته ام بر كنم امید
    آغوش گرم خویش برویم گشاده ای
    دانسته ام كه هر چه كنی جز فریب نیست
    اما درین فریب ، فسون ها نهاده ای
    در پشت پرده ، هیچ مداری جز این فریب
    لیكن هزار جامه بر اندام او كنی
    چون از ملال روز و شبت خاطرم گرفت
    او را طلب كنی و مرا رام او كنی
    روزی نقاب عشق به رخسار او نهی
    تا نوری از امید بتابد به خاطرم
    روزی غرور شعر و هنر نام او كنی
    تا سر بر آفتاب بسایم كه شاعرم
    در دام این فریب ، بسی دیر مانده ام
    دیگر به عذر تازه نبخشم گناه خویش
    ای زندگی ، دریخ كه چون از تو بگسلم
    در آخرین فریب تو جویم پناه خویش
    دگر کردی سوال از من که من چیست ، مرا از من خبر کن تا که من کیست

  2. ترجمه تبلیغات
  3. #2
    همکار تالار ادبیات
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    رشته تحصیلی
    -
    محل سکونت
    -
    ارسال ها
    310
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    دریافت کتاب
    0
    اهدای کتاب
    0
    میزان امتیاز
    6015
    قدرت امتیاز دهی
    33

    پیش فرض پاسخ : شعر زندگي


    زندگي در بردگي شرمندگي است

    معنــي آزاد بودن زندگــي است

    ســر كه خـــم گردد به پاي ديگــران

    بر تن مــــردان بــود بــار گــران

    بندة حق در جهـــان آزاده اســت

    مســت وي فارغ زجام و باده است
    دگر کردی سوال از من که من چیست ، مرا از من خبر کن تا که من کیست

  4. #3
    همکار تالار ادبیات
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    رشته تحصیلی
    -
    محل سکونت
    -
    ارسال ها
    310
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    دریافت کتاب
    0
    اهدای کتاب
    0
    میزان امتیاز
    6015
    قدرت امتیاز دهی
    33

    پیش فرض پاسخ : شعر زندگي


    زندگي يعني چه؟ يعني آرزو كم داشتن

    چون قناعت پيشگان روح مكرم داشتن

    جامه اي زيبا بر اندام شرف آراستن

    غير لفظ آدمي معناي آدم داشتن

    قطره ي اشكي به شبهاي عبادت ريختن

    بر نگين گونه ها الماس شبنم داشتن

    نيمشب ها گردشي مستانه در باغ نياز

    پاكي عيسي گزيدن عطر مريم داشتن

    با صفاي دل ستردن اشك بي تاب يتيم

    در مقام كعبه چشمي هم به زمزم داشتن

    تا برآيد عطر مستي از دل جام نشاط

    در گلاب شادماني شربت غم داشتن

    مهتر رمز بزرگي در بشر داني كه چيست

    مردم محتاج را بر خود مقدم داشتن

    مهلت ما اندک است وعمر ما بسیار نیست

    در چنین فرصت مرا با زندگی پیکار نیست

    سهم ما چون دامنی گل نیست در گلزار عمر

    یار بسیار است اما مهلت دیدار نیست

    آب و رنگ زندگی زیباست در قصر خیال

    جلوه این نقش جز بر پرده ی پندار نیست

    با نسیم عشق باغ زندگی را تازه دار

    ورنه کار روزگار کهنه جز تکرار نیست
    دگر کردی سوال از من که من چیست ، مرا از من خبر کن تا که من کیست

  5. #4
    همکار تالار ادبیات
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    رشته تحصیلی
    -
    محل سکونت
    -
    ارسال ها
    310
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    دریافت کتاب
    0
    اهدای کتاب
    0
    میزان امتیاز
    6015
    قدرت امتیاز دهی
    33

    پیش فرض پاسخ : شعر زندگي


    بشکفدبار دگر لاله رنگین مراد

    غنچه سرخ فرو بسته دل باز شود

    من نگویم که بهاری که گذشت آید باز

    روزگاری که به سر آمده آغاز شود

    روزگار دگری هست و بهاران دگر

    شاد بودن هنر است ، شاد کردن هنری والاتر

    لیک هرگز نپسندیم به خویش

    که چو یک شکلک بی جان شب و روز

    بی خبر از همه خندان باشیم

    بی غمی عیب بزرگی است که دور از ما باد

    کاشکی آینه ای بود درون بین که در آن خویش را می دیدیم

    آنچه پنهان بود از آینه ها می دیدیم

    می شدیم آگه از آن نیروی پاکیزه نهاد

    که به ما زیستن آموزد و جاوید شدن

    پیک پیروزی و امید شدن

    شاد بودن هنر است گر به شادی تو دلهای دگر باشد شاد


    زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست

    هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود

    صحنه پیوسته به جاست.

    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
    دگر کردی سوال از من که من چیست ، مرا از من خبر کن تا که من کیست

  6. #5
    همکار تالار ادبیات
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    رشته تحصیلی
    -
    محل سکونت
    -
    ارسال ها
    310
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    دریافت کتاب
    0
    اهدای کتاب
    0
    میزان امتیاز
    6015
    قدرت امتیاز دهی
    33

    پیش فرض پاسخ : شعر زندگي


    یک روز رسد غمی به اندازه کوه

    یک روز رسد نشاط اندازه دشت

    افسانه زندگی چنین است گلم

    در سایه کوه باید از دشت گذشت

    گروهی زندگی را خواب کردند

    بنای کفر و دین را باب کردند

    خدا را شُکر گر راندند از خویش

    به سوی عاشقی پرتاب کردند
    دگر کردی سوال از من که من چیست ، مرا از من خبر کن تا که من کیست

  7. #6
    همکار تالار ادبیات
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    رشته تحصیلی
    -
    محل سکونت
    -
    ارسال ها
    310
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    دریافت کتاب
    0
    اهدای کتاب
    0
    میزان امتیاز
    6015
    قدرت امتیاز دهی
    33

    پیش فرض پاسخ : شعر زندگي


    روز بگذشته خیالست که از نو آید


    فرصت رفته محالست که از سر گردد


    کشتزار دل تو کوش که تا سبز شود


    پیش از آن کاین رخ گلنار معصفر گردد


    زندگی جز نفسی نیست، غنیمت شمرش


    نیست امید که همواره نفس بر گردد...
    دگر کردی سوال از من که من چیست ، مرا از من خبر کن تا که من کیست

  8. #7
    همکار تالار ادبیات
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    رشته تحصیلی
    -
    محل سکونت
    -
    ارسال ها
    310
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    دریافت کتاب
    0
    اهدای کتاب
    0
    میزان امتیاز
    6015
    قدرت امتیاز دهی
    33

    پیش فرض پاسخ : شعر زندگي


    زندگي رسم خوشايندي است


    زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ


    پرشي دارد اندازه عشق


    زندگي چيزي نيست كه لب طاقچه عادت از يادمن و تو برود


    زندگي جذبه دستي است كه مي چيند


    زندگي نوبر انجير سياه در دهان گس تابستان است


    زندگي بعد درخت است به چشم حشره


    زندگي تجربه شب پره در تاريكي است


    زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد


    زندگي سوت قطاري است كه درخواب پلي مي پيچد


    زندگي ديدن يك باغچه از شيشه مسدود هواپيماست


    خبر رفتن موشك به فضا


    لمس تنهايي ماه


    فكر بوييدن گل در كره اي ديگر


    زندگي شستن يك بشقاب است


    زندگي يافتن سكه دهشاهي در جوي خيابان است


    زندگي مجذور آينه است


    زندگي گل به توان ابديت


    زندگي ضرب زمين در ضربان دل ما


    زندگي هندسه ساده و يكسان نفسهاست...


    زندگي تر شدن پي در پي


    زندگي آب تني كردن در حوضچه اكنون است


    رخت ها را بكنيم


    آب در يك قدمي است...
    دگر کردی سوال از من که من چیست ، مرا از من خبر کن تا که من کیست

  9. #8
    همکار تالار ادبیات
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    رشته تحصیلی
    -
    محل سکونت
    -
    ارسال ها
    310
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    دریافت کتاب
    0
    اهدای کتاب
    0
    میزان امتیاز
    6015
    قدرت امتیاز دهی
    33

    پیش فرض پاسخ : شعر زندگي


    در اين دنيای دَرَندَشت


    هر چيزی به نحوی بالاخره زندگی می‌کند.


    باران که بيايد


    بيد هم دشمنی‌های خود را با اَرّه


    فراموش خواهد کرد.
    دگر کردی سوال از من که من چیست ، مرا از من خبر کن تا که من کیست

  10. #9
    همکار تالار ادبیات
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    رشته تحصیلی
    -
    محل سکونت
    -
    ارسال ها
    310
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    دریافت کتاب
    0
    اهدای کتاب
    0
    میزان امتیاز
    6015
    قدرت امتیاز دهی
    33

    پیش فرض پاسخ : شعر زندگي


    زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن

    گردشـــی در کوچــه باغ راز کن
    هر که عشقش در تماشا نقش بست
    عینک بد‌بینی خود را شکسـت
    من مـیـــان جســـم‌ها جــان دیـــده‌ام
    درد را افکنـــده درمـان دیـــده‌ام
    دیــــده‌ام بــر شـــاخه‌ها احـســـاسـ‌ـها
    می‌تپــد دل در شمیــــم یاسها
    زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست
    زندگی باغ تماشـــای خداســت
    گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود
    می‌تواند زشــت هم زیبا شــود
    حال من، در شهر احسـاسم گم است
    حال من، عشق تمام مردم است!
    زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا
    صبـــح‌هـا، لبـخند‌هـا، آوازهـــا
    ای خــــطوط چهــــره‌ات قـــــــرآن من
    ای تـو جـان جـان جـان جـان مـن
    با تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــی‌شـود
    مثنوی‌هایـم همــه نو می‌شـود
    حرفـهایـم مــــرده را جــــان می‌دهــد
    واژه‌هایـم بوی بـاران می‌دهـــد
    دگر کردی سوال از من که من چیست ، مرا از من خبر کن تا که من کیست

  11. #10
    همکار تالار ادبیات
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    رشته تحصیلی
    -
    محل سکونت
    -
    ارسال ها
    310
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    دریافت کتاب
    0
    اهدای کتاب
    0
    میزان امتیاز
    6015
    قدرت امتیاز دهی
    33

    پیش فرض پاسخ : شعر زندگي


    زندگی زیباست اگرچه سخت است


    میدانم نمی شود معنا کرد ...


    زندگی زیباست اگرچه سخت است

    جاده ای است هموار ...

    اگرچه پرپیچ و خم است دفتری است کوچک

    اگرچه پر معناست آسمانی است آبی

    اگرچه گاهی بارانی خاطراتش زیباست

    اگرچه پر معماست و در آخر ...

    دریایی است طوفانی که ساحلش آرام و قرار ندارد
    دگر کردی سوال از من که من چیست ، مرا از من خبر کن تا که من کیست

برچسب برای این موضوع

این مطلب را به اشتراک بگذارید

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تماس با مدیریت سایت پژوهشگران جوان ایران
جهت ارتباط با مديریت سایت مي توانيد از اطلاعات زير استفاده نماييد .
Email : Admin@pjiran.ir
Email : Ads@pjiran.ir
طراحي شده توسط : پژوهشگران
لينک هاي مرتبط با سایت پژوهشگران جوان

Search Engine Optimization by vBSEO 3.6.1