شهدا حیات را حماسه ای زیبا جلوه می دهند. آنان هشت سال دفاع مقدس را عاشقانه آفریدند و این هشت سال دفاع مقدس با ما نشان داد كه انسان در 12 سالگی هم می تواند به خدا برسد.
شهید صافی كبوتری خونین بال و عاشق بود كه در سن 12 سالگی آسمانی شدن را با گام نهادن بر نردبان پاك الهی برگزید تا عشق خویش را در دفاع از میهن پاكش و اسلام عزیز و رهبر فرزانه اش به همه نشان دهد.
شهید صافی در سال 1348 هم زمان با میلاد پربركت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در خانواده ای فقیر و مذهبی پا به عرصه گیتی نهاد.
پدرش زایر محمدحسین(عباس) صافی از از افراد نیك و دلباخته و شیفته اهل بیت است كه جوانانی چون شهید صافی را می تواند آن جوری تربیت كند كه در سن 12 سالگی جان خود را فدای دین و مذهب نمایند. حسین در همان كودكی در نزد خانواده مذهبی اش تعلیمات اسلامی را فرا گرفت و از دوران طفولیت و كودكی بود كه اخلاق اسلامی پسندیده در وی مشاهده شد و اخلاق روحانی و معنوی شهید باعث شده بود كه توجه بسیاری از مردم را به سوی خود جلب نماید.
در سن 7 سالگی به علت ذوق و استعداد بالائی كه داشت پدرش جهت آموختن تحصیل علم و دانش او را به مدرسه فرستاد و با توجه به نداری و فقر خانواده و بیماری پدرش، او مجبور شد شبها كار كند و روزها به تحصیل علم بپردازد.
تا این كه انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) آغاز شد. ایشان در تظاهرات و جلسات مذهبی شركت می نمود و با توجه به سن كم مثل دیگران خیلی ساده نظرات و پیشنهادات خود را به حاضرین می گفت.
با شروع جنگ تحمیلی بنا به وظیفه شرعی و با دستور رهبرش در بسیج ثبت نام نموده و نام خود را بر جریده عالم ثبت می نماید.
بار اول به آبادان اعزام می شود و همرزم شهیدانی چون شهید بهشتی منفرد اول شهید بخش ریز می شود و بار دوم قدم در خاك معطر بستان می نهد و با شركت فعال در عملیات بیت المقدس زمینه عروج خود فراهم می نماید. ایشان با شجاعتی وصف نشدنی به همرزمان خود كمك می كند و به گفته یكی از همرزمان در حالی كه گردان در محاصره بوده با به هلاكت رساندن تیربارچی دشمن گردان را از سقوط نجات می دهد.
سرانجام پس از 2 روز كه از حمله بستان گذشته بود و در سنگرهای تك نفره مستقر بودند، سنگر ایشان مورد اصابت یك گلوله خمپاره قرار گرفته و شهید صافی با از دست دادن قسمتی از سر و صورت خود به درجه رفیع شهادت نائل می اید.
روحش شاد یادش گرامی باد.
صلوات