انجمن علمی پژوهشگران جوان ایران
گروه طراحی پژوهشگران
تبلیغات گروه طراحی پژوهشگران سایت علمی پژوهشگران جوان ایران تبلیغات

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 از مجموع 3
Like Tree2پسندیده شده
  • 1 ارسال کننده mosafer
  • 1 ارسال کننده mosafer

موضوع: دانلود اشعار ابوالفضل سپهر ... کلیپ صوتی در باره شهدا و جانبازان

  1. #1
    مدیر آموزش و ارتباطات پژوهشگران
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    ارسال ها
    6,799
    تشکر
    15,125
    تشکر شده 10,612 بار در 4,313 پست
    اهدای کتاب
    163
    حالت من
    Gerye
    میزان امتیاز
    4990
    قدرت امتیاز دهی
    40

    پیش فرض دانلود اشعار ابوالفضل سپهر ... کلیپ صوتی در باره شهدا و جانبازان

    به نام خدا

    این تاپیک برای مجموعه اشعار مرحوم ابوالفضل سپهر ایجاد شده است.

    شاعر دلسوخته شهدا و جانبازان

    همه اشعار ایشان درباره شهدا و جانبازان است.
    اصلا عشق به شهدا و جانبازان باعث شد که ابوالفضل سپهر شاعر شود.
    اشعار ایشان در باب غربت و رنج این عزیزان است
    رنجی که سپهر به خوبی درک کرده بود.




    از هر راهي كه داري ميري همين الان پات رو بكوب رو ترمز!
    فرمون رو بچرخون و بنداز تو "صراط مستقيم"
    تا تـــهِ تــــــهِ ش برو
    ميرسي به خـــــــــــدا...
    حتي اگه آخرش بن بست باشه!


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید][برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  2. 2 کاربر از پست مفید mosafer تشکر نموده اند:


  3. تایپ آنلاین
  4. #2
    مدیر آموزش و ارتباطات پژوهشگران
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    ارسال ها
    6,799
    تشکر
    15,125
    تشکر شده 10,612 بار در 4,313 پست
    اهدای کتاب
    163
    حالت من
    Gerye
    میزان امتیاز
    4990
    قدرت امتیاز دهی
    40

    پیش فرض اتل متل یه بابا

    اتل متل يه بابا
    دلير و زار و بيمار
    اتل متل يه مادر
    يه مادر فداكار
    اتل متل بچه‌ها
    كه اونارو دوست دارن
    آخه غير اون دوتا
    هيچ كسي رو ندارن
    مامان بابا رو مي‌خواد
    بابا عاشق اونه
    به غير بعضي وقتا
    بابا چه مهربونه
    وقتي كه از درد سر
    دست مي‌ذاره رو گيجگاش
    اون باباي مهربون
    فحش مي‌ده به بچه‌هاش
    همون وقتي كه هرچي
    جلوش باشه مي‌شكنه
    همون وقتي كه هرچي
    پيشش باشه مي‌زنه
    غير خدا و مادر
    هيچ‌كسي رو نداره
    اون وقتي كه باباجون
    موجي مي‌شه دوباره
    دويدم و دويدم
    سر كوچه رسيدم
    بند دلم پاره شد
    از اون چيزي كه ديدم
    بابام ميون كوچه
    افتاده بود رو زمين
    مامان هوار مي‌زد
    شوهرمو بگيرين
    مامان با شيون و داد
    مي‌زد توي صورتش
    قسم مي‌داد بابارو
    به فاطمه، به جدش
    تو رو خدا مرتضي
    زشته ميون كوچه
    بچه داره مي‌بينه
    تو رو به جون بچه
    بابا رو كردن دوره
    بچه‌هاي محله
    بابا يه هو دويد و
    زد تو ديوار با كله
    هي تند و تند سرش رو
    بابا مي‌زد تو ديوار
    قسم مي‌داد حاجي رو
    حاجي گوشي رو بردار
    نعره‌هاي بابا جون
    پيچيد يه هو تو گوشم
    الو الو كربلا
    جواب بده به گوشم
    مامان دويد و از پشت
    گرفت سر بابا رو
    بابا با گريه مي‌گفت
    كشتند بچه‌هارو
    بعد مامانو هلش داد
    خودش خوابيد رو زمين
    گفت كه مواظب باشين
    خمپاره زد، بخوابين
    الو الو كربلا
    پس نخودا چي شدن؟
    كمك مي‌خوايم حاجي جون
    بچه‌ها قيچي شدن
    تو سينه و سرش زد
    هي سرشو تكون داد
    رو به تماشاچيا
    چشماشو بست و جون داد
    بعضي تماشا كردن
    بعضي فقط خنديدن
    اونايي كه از بابام
    فقط امروزو ديدن
    سوي بابا دويدم
    بالا سرش رسيدم
    از درد غربت اون
    هي به خودم پيچيدم
    درد غربت بابا
    غنيمت َنبرده
    شرافت و خون دل
    نشونه‌هاي مرده
    اي اونايي كه امروز
    دارين بهش مي‌خندين
    براي خنده‌هاتون
    دردشو مي‌پسندين
    امروزشو نبينين
    بابام يه قهرمونه
    يه‌روز به هم مي‌رسيم
    بازي داره زمونه
    موج بابام كليده
    قفل در بهشته
    درو كنه هر كسي
    هر چيزي رو كه كشته
    يه روز پشيمون مي‌شين
    كه ديگه خيلي ديره
    گريه‌هاي مادرم
    يقه تونو مي‌گيره
    بالا رفتيم ماسته
    پايين اومديم دروغه
    مرگ و معاد و عقبي
    كي ميگه كه دروغه؟

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    mahdi7 پسندیده است

    از هر راهي كه داري ميري همين الان پات رو بكوب رو ترمز!
    فرمون رو بچرخون و بنداز تو "صراط مستقيم"
    تا تـــهِ تــــــهِ ش برو
    ميرسي به خـــــــــــدا...
    حتي اگه آخرش بن بست باشه!


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید][برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  5. 2 کاربر از پست مفید mosafer تشکر نموده اند:


  6. #3
    مدیر آموزش و ارتباطات پژوهشگران
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    ارسال ها
    6,799
    تشکر
    15,125
    تشکر شده 10,612 بار در 4,313 پست
    اهدای کتاب
    163
    حالت من
    Gerye
    میزان امتیاز
    4990
    قدرت امتیاز دهی
    40

    پیش فرض آي دونه دونه دونه

    آي دونه دونه دونه
    نون و پنير و پونه
    قصه بگم براتون ؟
    قصه ي عاشقونه؟
    يه وقت نگين دروغه
    يه وقت نگين که وهمه
    اون که قبول نداره
    نمي تونه بفهمه
    بريم به اون فصلي که
    اوج گرمي ساله
    ماجراي قصه مون
    داخل يک کاناله
    کانالي که تو اين دشت
    مثل قلب زمينه
    دورو بر اين کاناله
    پر از ميدون مينه
    يک کانال که تو اين دشت
    مثل قلب زمينه
    دور و بر اين کانال
    ببين چه دلنشينه
    اون يکي پا نداره
    روي زمين افتاده
    اون يکي رو ببينين
    چقدر قشنگ جون داده
    رنگ و روي اون يکي
    از تشنگي پريده
    همون که روي پاهاش
    سر دو تا شهيد ه
    اونجا که نوزده نفر
    کنار هم خوابيدن
    ببين چقدر قشنگن
    تمامشو ن شهيدن
    يکي ازش خون ميره
    اما چقدر آرومه
    فکر مي کنم که ديگه
    کار اونم تمومه
    مجتبي پا نداره
    سر علي شکسته
    حبيب دمر افتاده
    مجيد به خون نشسته
    گلوله و گلوله
    انفجار و انفجار
    پاره هاي بچه ها
    قاب شده روي ديوار
    هر جا رو که مي بيني
    دلاوري افتاده
    هر جا جگر گوشه
    يه مادري افتاده
    حالا تو بهت اين دشت
    ميون فوج دشمن
    از اون همه دلاور
    فقط رضا بود و من
    آي قصه قصه قصه
    اتل متل تو توله
    خمپاره و آر پي جي
    نارنجک و گلوله
    صورت مهدي رفته
    مصطفي سر نداره
    رضا نعره مي کشه
    خيز برو خمپاره
    اين جمله توي گوشم
    مونده برا هميشه
    التماس رضا رو
    فراموشم نميشه
    الو الو کربلا
    پس نخودا چي شدن ؟
    ياور دو به گوشم
    بچه ها قيچي شدن
    کربلا کبوترا
    از تو قفس پريدن
    ما آذوقه نداريم
    مهمونا مون رسيدن
    کربلا جون به گوشي ؟
    جواب بده برادر
    بي سيم اينطور جواب داد :
    الو به گوشي ياور؟
    چيزي نداريم تا که
    سر سفره بذاريم
    مفهومه ياور دو؟
    ديگه غذا نداريم
    رضا منو نيگا کرد
    صورتشو تکان داد
    بغضي کردشو بي سيم
    از توي دستش افتاد
    عجب کربلا ئيه
    نشون به اون نشونه
    عطش نعره مي کشه
    پنج روز ه تشنه مونه !
    پنج روزه که مي جنگيم
    کشته مي شيم مي ميريم
    گلوله ها تمومه
    ولي عقب نمي ريم
    رضا تشنه و زخمي
    زير نور افتاب
    من از پي گلوله
    دنبال يک قطره آب
    هيچي پيدا نکردم
    خسته شدم نشستم
    براي چند لحظه اي
    جفت چشمامو بستم
    ديدم که توي باغي
    شهيدامون نشستن
    مي خندن و مي خونن
    درهاي باغ رو بستن
    چه باغ با صفايي
    درختها از جنس نور
    نهر هايي از عسل
    کاخ هايي از بلور
    عجب باغ بزرگي
    چه باغ رنگارنگي
    پر از صفا پر از عشق
    عجب باغ قشنگي
    بالهاي ملائک
    روي دست بچه ها
    جام هايي از شراب
    توي دست بچه ها
    من و رضا از بيرون
    توي باغ رو مي ديديم
    صداي بچه ها رو
    اينجوري مي شنيديم
    آهاي آهاي بچه ها
    اينجا عجب حاليه
    بچه ها همه هستن وليکن
    جاي شما خاليه
    صدا پيچيد تو عالم
    صدا رو ميشنيدم
    يهو با يک صدايي
    از توي خواب پريدم
    رضا نعره مي کشيد
    آهاي آهاي بسيجي
    تانک ها دارن مي رسن
    بدو بدو آر پي .جي
    تانک بعثي خودش رو
    پشت کانال رسونده
    نعره کشيدم رضا !
    گلوله اي نمونده
    رضا سرش رو با بغض
    رو ي سجده ميذاره
    خشابي تو دستاشه
    دستو بالا مياره!
    انگار داره جون ميده
    مي زنه زير گريه
    خشابو نشون ميده
    ميگه ببين خدايا
    روحيه ها عاليه
    ولي چکار بايد کرد ؟
    خشابمون خاليه
    صداش يهو بند مياد
    توي دست يک شهيد
    عينهو يک معجزه
    يه گوله آر پي جي ديد
    رو به سوي اون شهيد
    خنديد وسر تکون داد
    يواشي گفت مرتضي
    گلوله رو نشون داد
    حرف اونو گرفتم
    نگاهشو فهميدم
    جون تازه گرفتم
    سوي شهيد دويدم
    و ناگهان صدايي
    صداي سرد سوتي
    و ناگهان خمپاره
    و ناگهان سکوتي
    رضا يهو نعره زد
    بي شرفا اومدن
    ماسکو بذار مرتضي
    که شيميايي زدن
    سينه ام پر از آتيش شد
    چشمامو هم گذاشتم
    حمله شيميايي بود
    ماسک ولي نداشتم
    لبخند زدم و گفتم
    ماسک نداريم رضا
    نعره کشيد حرف نزن
    نفس نکش مرتضي
    چفيتو آب بزن
    حمله شيمياييه
    گفتم داري جوک مي گي
    قمقمه ها خاليه
    رضا پريد ماسکشو
    گذاشت رو صورت من
    نعره کشيدم رضا
    ماسکتو خودت بزن
    خنديد و گفت مرتضي
    برادرم بي خيال !
    من رو گذاشتش رو رفت
    رفتش بالاي کانال
    نفهميدم چه چيزي
    قلب اونو مي آزرد
    نفهميدم برا چي
    پيرهنشو در آورد
    رضا نعره مي کشيد
    بي شرفا با شمام
    کانال هنوز مال ماست
    بياين بياين من اينجام
    دو شکارچي از روي تانک
    اونو هدف گرفتش
    کار رضا تموم بود
    نعره کشيد و گفتش
    بياين بياين من اينجام
    گردان هنوز روي پاست
    بياين بياين ببينين
    کانال هنوز مال ماست
    گلوله هاي دوشکا
    هزا ر هزار ده هزار
    رضا دويد سوي تانک
    و ناگهان انفجار......
    فضاي توي کانال
    زدود و گاز پر شد
    هيچي ديگه نديدم
    نفهميدم چطور شد
    خلاصه که تو کانال
    اون روز عجب حالي بود
    آهاي غنيمت خورا
    جاتون عجب خالي بود
    يه وقت نگين دروغه
    يه وقت نگين که وهمه
    اونکه قبول نداره
    نمي تونه بفهمه
    قصه فرود نداره
    فراز قصه اينه
    گلوله آرپي جي
    هنوز روي زمينه
    هر کي مي خواد خدافظ
    هر کي مي خواد بمونه
    بايد تموم عالم
    اين حرفها رو بدونه
    بايد اينو بدونه
    گردان هنوز روي پاست
    هنوزم که هنوزه
    قلب زمين مال ماست
    آهاي آهاي با شمام
    گردان هنوز روي پاست
    هنوزم که هنوزه
    قلب زمين مال ماست !


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    mahdi7 پسندیده است

    از هر راهي كه داري ميري همين الان پات رو بكوب رو ترمز!
    فرمون رو بچرخون و بنداز تو "صراط مستقيم"
    تا تـــهِ تــــــهِ ش برو
    ميرسي به خـــــــــــدا...
    حتي اگه آخرش بن بست باشه!


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید][برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  7. تشکرها از این نوشته :



موضوعات مشابه

  1. زندگی نامه شهید جعفر سپهری
    توسط mosafer در انجمن زندگی نامه شهدا
    پاسخ ها: 1
    آخرين ارسال: 10-03-2012, 13:08
  2. بحث: مشاوره خرید سیستم های صوتی
    توسط O X Y G E N در انجمن سیستم های صوتی
    پاسخ ها: 0
    آخرين ارسال: 06-02-2012, 19:25
  3. مقابله با آلودگی صوتی
    توسط hilda در انجمن بهداشت محیط و حرفه ای
    پاسخ ها: 0
    آخرين ارسال: 15-01-2012, 18:57
  4. خبر: رابط صوتی هوشمند اپل برای آی‌فون آمد
    توسط O X Y G E N در انجمن نرم افزارهای موبایل
    پاسخ ها: 0
    آخرين ارسال: 05-10-2011, 20:05
  5. بیوگرافی: سهراب سپهری
    توسط se7en در انجمن ادبیات تعلیمی
    پاسخ ها: 0
    آخرين ارسال: 07-09-2011, 22:04

این مطلب را به اشتراک بگذارید

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
سایت پژوهشگران جوان ایران با هدف راه اندازی محیطی علمی برای همه محققین ، دانشجویان و تمام اهل علم و دانش و تحقیق و پژوهش ایجاد شده تا مطالب علمی و تحقیقی در فضایی دوستانه و صمیمی بیان شود.
اکنون ساعت 12:32 به وقت ایران(تهران) می باشد.
کليه حق و حقوق متعلق به سایت علمی پژوهشگران جوان ایران می باشد
پست الکترونیکی مدیریت سایت : Admin@pjiran.ir
سایت علمی پژوهشگران جوان ایران مفتخر است که توسط هاست دی ال میزبانی می شود.