لیزوزوم
اندامک لیزوزوم سرشار از آنزیم های هیدرولازی است و عمل تجزیه بسیاری از مولکول های موجود در سلول برعهده آن می باشد. این اندامک در مصرف انرژی، از بین بردن مواد زائد، تخریب برخی از ویروس ها یا مواد مضر وارد شده به سلول نقش مهمی ایفا می کند. از طرفی این اندامک به دلیل اینکه حامل درصد بالایی از آنزیم های هیدرولازی فعال در PH اسیدی می باشد، می توان گفت به عنوان یک بمب درون سلولی در نظر گرفته می شود و در صورت ایجاد آسیب به این اندامک، غشاء آن پاره شده، آنزیم های آن در سیتوپلاسم سلول آزاد می شوند و به اندامک ها آسیب رسانده یا آن ها را از بین می برند. از طرفی، در صورت عدم وجود برخی از آنزیم ها یا جهش در یک آنزیم لیزوزومی، مولکول هایی که بایستی توسط آن تجزیه شوند، درون سلول تجمع می یابند. پومپه یا بیماری ذخیره گلیکوژن نوع ΙΙ، این اختلال به دلیل عدم حضور آنزیم 1و4- آلفا گلوکوزیداز در اندامک لیزوزوم بوجود می آید. در این بیماری لیزوزوم ها سرشار از گلیکوژن هستند و عمل تجزیه این ماکرومولکول انجام نمی گیرد.بیماری شادیاك – استرینبرینگ – هیگاشی
این بیماری ، یك بیماری حاصل از نقص در پروتئین های غشای لیزوزومی است بطوریكه غشا های لیزوزومی توانایی الحاق بیكدیگر را پیدا كرده و نهایتاً یك لیزوزوم بزرگ ایجاد می گردد.
بیماری سندروم سلول I بیماری های فوق حاصل نقص و یا كمبود در یك آنزیم لیزوزومی بودند. تمام آنزیم های لیزوزومی از دیكتیوزوم ها منشا گرفته و در بخش ترانس گلژی توسط یك آنزیم ، مانوز – 6 – فسفات بر روی آنها ایجاد می گردد. تنها اندامكی كه پروتئین های آن فاقد سیگنال اسید آمینه ای است و از علامت قندی برخوردار است، لیزوزوم می باشد. هر پروتئینی كه دارای مانوز- 6- فسفات باشد ، از دستگاه گلژی به لیزوزوم هدایت می گردد. در صورت از کار افتادن این آنزیم، بر روی هیچ پروتئینی ریشه مانوز-6-فسفات ایجاد نمی شود، در نتیجه آنزیمی به لیزوزوم هدایت نمی گردد. لیزوزوم تهی است. بیماری سندروم سلول I یك بیماری لیزوزومی است كه حاصل نقص در یك آنزیم واقع در خارج لیزوزوم می باشد ، و حاصل آن لیزوزومی فاقد آنزیم بوده و درنتیجه نهایتاً بدلیل ضخیم شدگی انواع سوبسترا در لیزوزوم این اندامك می تركد.
بیماری نیمن - پیک یا اسفنگو میلینوزآنزیم اسفنگومیلیناز باعث جدا شدن كولین از سرآمید می گردد. در اثر نقص در این آنزیم تجمع اسفنگومیلین را درون لیزوزوم خواهیم داشت ، كه به یك بیماری ژنتیكی بنام نیمن- پیك منتهی می گردد.
بیماری های گانگلوزیدوز GM1 ، تی – ساکس ، و گوشِر
گانگلوزیدوز یا اختلال در آنزیم های دخیل در گوارش گانگلوزیدها
1- آنزیم بتا-گالاكتورونیداز (E1) گالاكتوز را جدا می كند. در اثر جدا شدن گالاكتوز، گانگلوزید GM1 به GM2 تبدیل می گردد . GM1 دارای 5 ریشه قند است در حالیكه GM2 دارای 4 ریشه قند است و گالاكتوز انتهایی را ندارد. در اثر نقص در آنزیم بتا-گالاكتورونیداز تركیب GM1 در لیزوزوم تجمع می یابد بیماری گانگلوزیدوز (GM1).
2- آنزیم هگزوز آمینیداز (E2) قند آمینه را بر می دارد. در اثر جدا شدن N- استیل گالاكتوز آمین گانگلوزید GM2 به GM3 تبدیل می گردد. GM2 دارای 4 ریشه قند است در حالیكه GM3 دارای 3 ریشه قند است. در اثر نقص در آنزیم هگزوز آمینیداز تركیب GM2 در لیزوزوم تجمع می یابد (بیماری تی - ساکس و یا گانگلوزیدوز (GM2)
3- آنزیم گلوكو سربروزیداز (E4) سربروزید را می شكند. سربروزید گلیكولیپیدی است كه فاقد اسید سیالیك می باشد. در اینجا چون اسید سیالیك توسط آنزیم نورآمینیداز جدا شده است تولید سربروزیدی با یك ریشه قند كه گلوكز است می نماید. این آنزیم آخرین قند گانگلوزید را نیز جدا كرده و سرآمید را رها می سازد. در اثر نقص در آنزیم سربروزیداز ، تجمع سربروزید را خواهیم داشت. (بیماری گوشِر و یا سربروزیدوز)
موكو پلی ساكاریدوز: سندروم هورلر و سندروم هانترتجمع موكوپلی ساكارید ها در اثر عدم پردازش آنها در لیزوزوم می باشد. در این نوع بیماری ها ، بافت های پیوندی بدلیل سست بودن ماتریكس ، نرم و شكننده هستند. دو نوع شایع موكوپلی ساكاریدوز دو سندرم بنام های سندروم هورلر و سندروم هانتر است كه اولی یك بیماری اتوزومی و دومی یك بیماری وابسته به جنس می باشد. سندروم هورلِر حاصل نقص در آنزیم α-L-یدورونیداز و سندروم هانتِر حاصل نقص در آنزیم یدورونات سولفاتاز می باشند
این مطلب را به اشتراک بگذارید